محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
379
تاريخ الطبرى ( فارسي )
تسلط يافتند . آنگاه يكى از بنى اسرائيل به نام يفتح شش سال سالار قوم شد و پس از او بجشون كه وى نيز از بنى اسرائيل بود مدت هفت سال سالارى كرد ، پس از او آلون ، ده سال ، پس از او كيرون كه بعضىها وى را عكرون خواندهاند هشت سال تدبير امور كردند . پس از آن مردم و شاهان فلسطين مدت چهل سال بر آنها مسلط شدند ، پس از آن شمشون كه از بنى اسرائيل بود ، مدت بيست سال سالار قوم شد . و پس از شمشون چنان كه گفتهاند ده سال بى سالار بودند . پس از آن عالى كاهن به تدبير امور پرداخت و به دوران وى صندوق عهد به دست مردم غزه و عسقلان افتاد . و چون چهل سال از روزگار عالى كاهن گذشت ، خدا عز و جل شموئيل را به پيغمبرى بر انگيخت و چنان كه گفتهاند مدت ده سال تدبير امور با وى شد و چون به سبب عصيان خداى به دست دشمنان خوار و زبون شده بودند ، از شموئيل خواستند كه پادشاهى برايشان نصب كند كه با وى در راه خدا پيكار كنند و شموئيل با آنها سخنانى گفت كه خداوند در كتاب عزيز خويش آورده است . 466 ) سخن از شموئيل پسر بالى و طالوت و جالوت خبر شموئيل پسر بالى چنان بود كه چون دوران بليهء بنى اسرائيل دراز شد كه شاهان بيگانه زبونشان كردند و بر ديارشان تسلط يافتند و مردانشان را بكشتند و فرزندانشان را به اسيرى بردند و صندوق عهد را كه آرامش و بقيهء ميراث آل موسى و آل هارون در آن بود و به كمك آن بر دشمنان ظفر مىيافتند ، ببردند ، از خداى خواستند پيمبرى برانگيزد كه كارشان را سامان دهد . سدى گويد : بنى اسرائيل با عمالقه كه پادشاهشان جالوت بود پيكار كردند